X
تبلیغات
تاریخ و اندیشه



























تاریخ و اندیشه

دیگر خبری از چوبه دار و طناب و جسدهای آویزان نیست. حالا خیلی وقت است که جایش را فضای سبز و سازه هلالی شکل فلزی پر کرده که دیگر کسی را یاد ماجرای اعدام در وسط میدان نمی اندازد. با این حال، هنوز قدیمی ها میدان را به نام قدیمی اش می شناسند؛ اعدام دیروز و محمدیه امروز.


روایتی از ترسناک‌ ترین میدان تهران +عکس

پیرمردی که هر روز گوشه میدان بساط می کند و سیگار می فروشد، تاریخ زنده میدان اعدام است که هنوز خاطره آخرین اعدام این میدان را به یاد دارد. روزی که بدن نیمه جان «حسن ماشاءالله عشقی» را با ماشین شهربانی به وسط میدان آوردند و به جرم قتل بالای دار بردند. پیرمرد می گوید: «این‌ آخرین اعدامی بود که من در این میدان دیدم. سالش را یادم نیست اما بعد از آن دیگر کسی را اینجا اعدام نکردند.»


 روایتی از ترسناک‌ ترین میدان تهران +عکس



ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 1392/02/08ساعت 22:58 توسط رزا|

مردمان یونان باستان و روم معتقد بودند خدایانشان می‌توانستند کسی را بدزدند، به پیروزی پیروانشان در جنگ‌ها کمک کنند، بیماری‌های متعددی را شفا دهند و حتی قهرمانانی را در جهان پس از مرگ به حضور بپذیرند. باستان‌شناسان می‌گویند دروازه این جهان مردگان را که توسط رومیان باستان پلوتو نامیده می‌شده و پیش از این در هیراپولیس (شهر باستانی یونانیان) ساخته‌شده، در جنوب‌غربی ترکیه امروزی کشف کرده‌اند.

اما ببینیم چطور می‌شود به این جهان پا گذاشت؟ اگر از کوه المپ یا المپوس که در یونان واقع شده بالا بروید و بعد از آن به قدر کافی به سمت آتشفشان‌های فعال منطقه مدیترانه حرکت کنید، با دهانه‌های کوچکی مواجه خواهید شد که گوگرد از آنها خارج می‌شود، چشم‌اندازی بسیارشبیه به چیزی که در افسانه‌ها ورودی دروازه جهنم یا جهان مردگان نامیده شده است.


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه 1392/01/29ساعت 15:31 توسط رزا|

فرا رسیدن عید نوروز و بهار ۹۲ بر همه ی ایرانیان مبارکباد.

نوشته شده در چهارشنبه 1391/12/30ساعت 13:43 توسط رزا|

سنجد سین اول، نماد فرزانگی و زایش
در روایات می خوانیم نخستین خلقت خداوند عقل بوده است. از طرفی در طب قدیم و جدید سنجد به عنوان تقویت عقل و حافظه شناخته شده است. پس سنجد به عنوان نماد خرد و فرزانگی و سنجیده عمل کردن قبل ازهمه سین ها توسط دختران نابالغ که نماد زایش وباروری هستند بر سفره هفت سین می نشیند. البته زرتشتیان آب وتخم مرغ را به عنوان نماد زایش بر سفره می گذارند.

سیب سین دوم، نماد سلامتی
همه این جمله را بارها شنیده ایم که هر کس روزی یک سیب بخورد به طبیب نیازی ندارد. سیب کلید راه یابی به شهر سلامتی است. مفهوم آن بر این استوار شده که تن و جان و جامعه انسانی را از گزند و آسیب دور می سازد. سیب را مادر یا پدربزرگ خانواده بر سفره هفت سین می چیند شاید به آن خاطر که همه ما بارها شاهد دلواپسی و نگرانی مادر خانواده برای حفظ سلامتی اعضای خانه بوده ایم.

سبزه سین سوم، یادآور سبزی و نشاط
از سین سوم به بعد بازی قاعده خاصی ندارد و هر کدام از اعضای خانواده می توانند بیاورند و بر سفره بچینند. سبزه نشانه خوش اخلاقی، خرمی و شادی است. اما رنگ سبز و سبزه در سراسر حوزه مدیترانه و یونان رنگ دل دادگی شناخته شده چنانچه در ایران و بسیاری از کشورها رسم است برای مسافران در هنگام بازگشت سبزه می اندازند و به او هدیه می دهند.


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 1391/12/30ساعت 13:34 توسط رزا|

مبارکباد آیین پیشینیان

سر لوحه سنبل ایرانیان

از بزم آرش تا قبله زرتشت

از عدالت کوروش تا سخاوت داریوش

این است شکوه آریایی

چهارشنبه سوری مبارک باد.

نوشته شده در سه شنبه 1391/12/29ساعت 23:51 توسط رزا|

یک مغازه بود و جارچی اش که سر ظهر راه می افتاد در کوچه و بازار و مردان محله را به ناهار دعوت می کرد. مردها جمع می شدند توی دکان و روی سکوهایی که دور تا دورش ساخته بودند، می نشستند تا سینی معروف چلوکبابی جلویشان گذاشته شود. یک سینی بزرگ با بشقاب و نان سنگگ و پیاز و سماق و دوغ و گاهی شربت آبلیمو.

بعد «چلوبیار» از راه می رسید، برنج را روی ظرف بزرگی که سر دست گرفته بود می آورد و توی بشقاب هر کس می ریخت. بعد از آن ظرفی پر از قطعات کره به دست “متصدی کره” که بیشتر آن کره های حیوانی بود آورده می شد و یک قطعه را در ظرف برنج می گذاشت و پشت سر او هنوز مشتری برنج و کره خود را مخلوط نکرده «کباب بده» سیخ کباب را روی برنج می کشید.

در بعضی از چلوکبابی‌ها این سیخ کشیدن ها آنقدر ادامه داشت تا مشتری اعلام کند که سیر شده و دیگر چشمش به دست کباب بده نیست. چلوکبابی های قدیم تهران برای هر تعداد کباب اضافه ای که می خواستید، پول همان پرس اولیه را حساب می کردند نه سیخ اضافه.



ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 1391/12/20ساعت 14:20 توسط رزا|

با سلام خدمت دوستان همیشگی وبلاگ تاریخ و اندیشه

فرا رسیدن ایام عاشورای حسینی بر همه ی شما تسلیت باد.امیدوارم فلسفه ی قیام امام حسین و یارانش برای ما درسی باشد جهت چگونه زیستن.

نوشته شده در پنجشنبه 1391/08/25ساعت 19:47 توسط رزا|

 از بنیاد پژوهش های فرهنگی ایران

دوران کودکی کورش بزرگ

بنیانگزار شاهنشاهی ایران

کورش از پدری بنام کمبوجیه (کامبیز) پادشاه پارس، از خانواده هخامنشی، و از مادری بنام ماندانه(ماندادا)، دختر آستیاک، پادشاه ماد، در سال576 یا 590 BCEپیش از گاهشمار ترسائی بدنیا آمد.

آستیاک از باهوشی کورش آگاهی یافت و مادر و پسر را پیش خود خواند. از نخستین برخورد مهری عمیق بین پدر بزرگ و نوه پدیدار شد. کورش از چهره رنگ شده پدر بزرگ شگفت زده شد. برای او این روش درباری مادها تازگی داشت. آرایش چهره، جامه های رنگارنگ درباری، دستیارها که هر کدام پیشیاری خود را داشتند، همگی تازگی بود و او از دیدن آن ها شادمان شد.

کورش از پدر بزرگ اسب سواری آموخت (در پارس آن زمان اسب خوب وجود نداشت). اسب های ماد، زاده و تربیت شده ارمنستان بودند. همچنین تیر اندازی و نیزه افکنی را آموخت و با پدر بزرگ در وَشتار ها همراه می شد.

روی سفره خوراک راه و روند خوراک خوری را آموخت، چون خوراک با دست خورده می شد، بکار بردن دستمال را آموخت. . در آن زمان ماد ها کارد و چنگال و قاشق بکار نمی بردند. از پدر بزرگ آموخت که پس از دهان گذاشتن تکه گوشت دست ها را باید با دستمال پاک کرد. راه آشامیدن سوپ را یاد گرفت. با گوشت های گوناگون جاندارن اهلی و شکاری آشنا شد. او یک باره از خوراکی ساده پارسی با خوراکی آزینی درباری آشنا شد و آن را پسندید. راه و رسم سکا داری و شرابداری شاهانه را از سکا دار آستیاک فرا گرفت. آموخت که آش را چگونه باید از بشقاب آشامید. روزی آستیاک از کورش پرسید چرا زمانی که از سکا دار


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه 1391/04/01ساعت 13:6 توسط رزا|


آخرين مطالب
» میدان اعدام تهران
» کشف دروازه ی جهنم-ورودی دنیای مردگان
» تبریک سال نو
» نمادهای سفره ی هفت سین
» تبریک
» تاریخچه ی چلوکباب
» شب های محرم
» دوران کودکی کوروش بزرگ هخامنشی
» یک ماجرای عجیب و خواندنی تاریخ ایران
» تبریک سال نو

Design By : RoozGozar.com